دوست من سلام ... دوستان من سلام .... دوست ما سلام ....  دوستان ما سلام ....

 

 

    جمعه 19 اوت (28 مرداد) سالروز درگذشت "فدريكوگارسيا لوركا"، شاعر و

نمايشنامه نويس اسپانيايي است.


به گزارش گروه فرهنگ و انديشه ايلنا، "لوركا" سال 1898 در فوتنه واكه

 روس در چند كيلومتري شمال شرقي گرانادا به دنيا آمد،پدرش روستا زاده

 مرفهي بود و مادرش زني درس خوانده و تا چهار سالگي از ضعف و بيماری

 رنج مي برد و به بازي هاي كودكانه رغبت نداشت. اما در شنيدن افسانه ها

 و قصه هايي كه روستاييان مي گفتند، شوق عجيبي از خود نشان مي داد.

 نخستين آموزگار "لوركا" مادرش بود كه به او خواندن و نوشتن آموخت و با موسيقي آشنايش كرد."لوركا" سال هاي فراواني را در دانشگاه گرانادا و

 مادريد به تحصيل پرداخت. اما رشته خاصي را در هيچ يك از اين دو به پايان

 نبرد.به جاي تحصيل رسمي، شب و روزش در حلقه هاي فرهنگي در كنار

 كساني چون "مانوئل دو فاياي"، موسيقيدان، "خيمه نز" ، "ماچادو"،

 "آلخاندرو" و "ساليناس"، شاعر مي گذشت.
او از دادائيسم و فوتوريسم اثري نگرفت. اما انس او با سالوادو دالي سبب

 گرايشش به مكتب سورئاليسم و خلق اشعاري با حال و هوای

 سورئاليستي منجر شد.
او زماني كه رژيم جمهوري مطلوب "لوركا" در اسپانيا مستقر شد، به

 تاسيس گروه نمايشي لاباركا اقدام كرد،"لوركا" پنج سال آخر عمر خويش را

 كمتر به سرودن شعر پرداخت. اما مهمترين شعر پيش از مرگش مرثيه

 غريبي است كه در مرگ فجيع دوست گاو بازش "ايكناسيوسانچز مخياس"

 سرود.


برخي از نمايش نامه هاي "لوركا" عبارتند از:" عروسي خون"،"يرها" ،"خانه

 برنارد آلبا".


برخي اشعار وي نيز عبارتند از: "جبرئيل قديس"( سه ويل)، "ترانه شرقي"،

 "ترانه كوچك سه رود بار"،" غزل بازار صبح گاهي"،" قصيده كبوتران تاريك"،"

 خودكشي" و "وراي جهان".


گفتني است، "لوركا" نقاش ، آهنگساز و پيانيست نيز بود.


"لوركا" سال 1936 در سن 38 سالگي در آغاز جنگ داخلي اسپانيا توسط

پارتيزان هاي ناسيوناليست به قتل رسيد.

 

 

 

 تا بهانه ای ديگر ...


لینک
یکشنبه ۳٠ امرداد ،۱۳۸٤ - غزل نیشابور